یادداشتهای طلبگی

فضایی برای اشتراک گذاری یادداشتهای اخلاقی، تفسیری، فقهی، اصولی، رجالی و غیره

یادداشتهای طلبگی

فضایی برای اشتراک گذاری یادداشتهای اخلاقی، تفسیری، فقهی، اصولی، رجالی و غیره

۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اهل بیت» ثبت شده است

دوشنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۰۸:۱۳ ب.ظ

حضرت امیر ع اسم فعلی حاکم و عالم

حضرت امیر ع / مشارق انوار الیقین (همچنین جامع الاسرار، 205، ح394) :

«ما رواه عمّار عن أمیر المؤمنین علیه السّلام فی کتاب الواحدة، أنه قال: «یا عمّار باسمی تکوّنت الکائنات و الأشیاء، و باسمی دعا سائر الأنبیاء، و أنا اللوح، و أنا القلم، و أنا العرش، و أنا الکرسی، و أنا السّماوات السبع، و أنا الأسماء الحسنى‏، و الکلمات العلیا».

در ضمن تفسیر ذکر شریف «بسم الله الرحمن الرحیم» در مورد «اسم الله» و «أسماء حسنای الهی» و ارتباط آنها با وجودات مقدس معصومین ع سخن گفتیم.

اما منظور از لوح و قلم و کرسی و عرش و این گونه مفاهیم چیست؟

الفاظی که انسانها برای بیان مشخصات زندگی محدود و مادی خود وضع کرده اند هیچگاه نمی تواند بیانگر عظمت خداوند یا مخلوقات الهی باشد. از طرفی چون قرآن برای همین انسانها نازل شده و با زبان آنها سخن گفته و از همین الفاظ بهره جسته است، با معانی کنایی ، مقداری از عظمت خداوند و مخلوقاتش را ترسیم نموده است.

عرش :

در لغت به معنی"تخت پایه بلند"، به کار رفته است ، اما در استعمالات دینی ظاهرا کنایه از "عظمت خداوند و مخلوقات اوست" و مثلا "استوای بر عرش " کنایه از استیلاء خداوند، حکومت ، مالکیت و تدبیر او بر نظام هستی است.

چنان که در اطلاقات معمولی نیز گاهی کلمه " بر تخت نشستن " کنایه از تسلط و استیلای پادشاه بر کشورش به کار می رود. مثلاً می گوییم "آن پادشاه در فلان تاریخ بر تخت سلطنت نشست " در حالی که ممکن است آن روز پادشاه اصلاً روی هیچ تختی ننشسته باشد. یا وقتی می گوییم "در 22 بهمن سال 1357 محمدرضاشاه پهلوی از تخت سلطنت به زیر کشیده شد" یعنی در آن روز حکومت او پایان پذیرفت.

در آیات قرآن نیز چنین است مثلاً در آیه "ثم استوی علی العرش " یعنی خداوند (پس از پایان یافتن خلقت جهان ) زمام رهبری مخلوقات را به دست گرفت.

با این توضیح، در حدیث شریف آمده است که حضرت امیر ع تخت سلطنت و حاکمیت الهی بر مخلوقات است که ظاهرا به این نکته اشاره دارد که ذات باری تعالی از طریق حضرت امیر ع و با واسطة او به اداره هستی می پردازد.

کرسی :

به تخت های کوتاه اطلاق می شود و در استعمالات قرآنی ظاهرا کنایه از حکومت و قدرت و فرمانروایی بر منطقه ای است .

کرسی در آیه 255 بقره : "...وَسِع َ کُرْسِیُّه ُ السَّماوات ِ وَالاْ َرْض "(آیة الکرسی ) می تواند هم اشاره به نفوذ حکومت مطلق و قدرت پروردگار در آسمان ها و زمین باشد، و هم به نفوذ علمی او، و هم جهانی وسیع تر از این جهان که آسمان و زمین را در برگرفته است .

با این توضیح معنای «انا العرش» و «انا الکرسی» شبیه یکدیگر خواهد بود. البته تفاوتهایی بین معانی آنها ادعا شده است و روایاتی در توضیح عرش و کرسی وارد شده که شرح و توضیح آنها نیازمند مجالی دیگر است.

در کتاب شریف کافی، ج1، ص130 از وجود مقدس امیرالمومنین -علیه الصلاه و السلام- این حدیث شریف نقل شده است : «وَسِعَ کُرْسِیُّهُ‏ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ‏ وَ لا یَؤُدُهُ‏ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ‏ فَالَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ هُمُ الْعُلَمَاءُ الَّذِینَ حَمَّلَهُمُ اللَّهُ عِلْمَه‏».

قلم و لوح :

قلم ابزار ثبت کردن و لوح صفحه‏ای است که در آن نوشته ضبط می‏شود، مانند کاغذ، پوست،سنگ و یا هر چیز دیگری که قابل نوشته شدن باشد و در این استعمالات کنایه از علم الهی است.

با این توضیح، حضرت امیر ع ابزار ثبت و ضبط یا ظهور فعلی علم الهی است و علوم الهی در این وجود ثبت و ضبط است.

امام خمینی، شرح دعای سحر، ص76 می فرماید :

وجود مقدس نبی اکرم -صلی الله علیه و آله و سلم- اسم اعظم الهی است و مجمع جمیع کمالات ممکن برای مخلوق است. (ر.ک. تفسیر «بسم الله»). و در ادامه می فرمایند : ‎

«‏وفی بعض خطب امیرالمؤمنین ومولی الموحدین سیدنا ومولانا‏‎ ‎‏علی‌بن ابیطالب، صلوات الله وسلامه علیه: «انا اللوح، انا القلم، انا‏‎ ‎‏العرش، انا الکرسی، أنا السماوات السبع، انا نقطة باء بسم الله»‏‏ [و از این روایت و روایات شبیه آن نتیجه می گیرند : ] وهو،‏‎ ‎‏سلام الله علیه، بحسب مقام الروحانیة متحد مع النبی، صلّی الله علیه‏‎ ‎‏وآله؛ کما قال، صلّی الله علیه وآله: «أنا وعلی من شجرة واحدة.»‏‎ ‎‏وقال: «انا وعلی من نور واحد.»‏‏ إلی غیر ذلک من الأخبار الکثیرة‏‎ ‎‏الدالة علی إتحاد نورهما، علیهما السلام وعلی آلهما‏‏».

 این مقامات عرش و کرسی و لوح و قلم برای وجود مقدس نبی اکرم -صلی الله علیه و آله و سلم- هم وجود دارد و لذا اتحاد روحانی بین این دو ذات مقدس ثابت می شود.

امام خمینی ره در جای دیگر می فرماید :

«این دو بزرگوار [پیغمبر و علی(ع)] در عوالم غیب با هم بودند، متحد بودند، و در شهادت در این عالم یکی، مظهر آن غیب مطلق است در بعثت، و یکی مظهر آن غیب مطلق است در امامت... همان طوری که آنها در تمام ایام عمرشان در این عالم در تمام اوقات با هم بودند و پشتیبان هم بودند و یکی به تبعیت آن دیگری همه امور را محول به او کرد و همه امور را به تبعیت او به جا آورد و با او بود و برادر او بود در همه امور». (صحیفه امام، ج20، ص223)

اما این اتحاد روحانی چگونه با تمایز جسمانی و اختلاف زمانی و ظاهر برخی روایات که اختلاف و تمایز است -از جمله ««أنا مدینة العلم وعلی بابها» یا «إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ‏ عَبِیدِ مُحَمَّدٍ صلى الله علیه و آله‏» - قابل جمع و توضیح است، خودش بحث بسیار عمیق و پیچیده ای است.

 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۰۰ ، ۲۰:۱۳
سید محمد رضا واعظی
يكشنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۰۱:۴۳ ق.ظ

حضرت امیر -ع- بینای غیب و شنوای وحی

در خطبه قاصعه که خطبه پنجاه و هشتم نهج البلاغه است  امیرالمؤمنین علیه السلام از خود خبر مى دهد که :  «أرى نورالوحى والرسالة و اشم ریح النبوة» ,  و نیز در همان خطبه آمده است  که حضرت  نبى صلى الله علیه و آله و سلم به وصى علیه السلام فرمود :  «انک  تسمع ما اسمع و ترى ما أرى الا انک  لست  بنبى» .  على علیه السلام را فضل نبوت نیست  ولى به نور ولایت  مى شنود آنچه را رسول صلى الله علیه و آله و سلم شنیده است  و مى بیند آنچه را که رسول مى بیند .

مسعودى در مروج الذهب  از سبط اکبر رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم امام حسن مجتبى علیه السلام نقل کرده است  که آن جناب  پس از شهادت وصى علیه السلام در وصف  آن حضرت  و رحلت  او فرمود :  والله لقد قبض فیکم اللیلة رجل ما سبقه الاولون الا بفضل النبوة و لا یدرکه الاخرون , الخ این کلام امام مجتبى علیه السلام است  که احدى از پیشینیان یعنى انبیاء و اوصیاء و اولیاء بر او سبقت  نگرفته اند مگر به فضل نبوت».

(علامه حسن زاده آملی/ نهج الولایه، ص109)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۰۰ ، ۰۱:۴۳
سید محمد رضا واعظی
چهارشنبه, ۸ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۰۲:۰۰ ق.ظ

امام حسن مجتبی علیه الصلاه و السلام

"أَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ ع کَانَ إِذَا تَوَضَّأَ ارْتَعَدَتْ مَفَاصِلُهُ وَ اصْفَرَّ لَوْنُهُ فَقِیلَ لَهُ فِی ذَلِکَ فَقَالَ حَقٌّ عَلَى کُلِّ مَنْ وَقَفَ بَیْنَ یَدَیْ رَبِّ الْعَرْشِ أَنْ یَصْفَرَّ لَوْنُهُ وَ تَرْتَعِدَ مَفَاصِلُهُ".
ترجمه : امام حسن -علیه الصلاه و السلام- هنگامی که وضو می گرفتند، بدنشان می لرزید و رنگشان زرد می شد. از ایشان در مورد این تغییر حالت سوال کردند و ایشان جواب دادند : «بر کسی که در پیشگاه پروردگار عرش قرار می گیرد، حق این است که رنگش زرد شود و بدنش بلرزد.
بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۳۹

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۰۰ ، ۰۲:۰۰
سید محمد رضا واعظی
سه شنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۹، ۰۹:۲۴ ب.ظ

رحمتی به نام حسین ع

《وُجِدَ عَلَى ظَهْرِ #الْحُسَیْنِ_بْنِ_عَلِیٍّ یَوْمَ الطَّفِّ أَثَرٌ فَسَأَلُوا زَیْنَ الْعَابِدِینَ ع عَنْ ذَلِکَ فَقَالَ هَذَا مِمَّا کَانَ یَنْقُلُ‏ الْجِرَابَ عَلَى ظَهْرِهِ إِلَى مَنَازِلِ الْأَرَامِلِ وَ الْیَتَامَى وَ الْمَسَاکِینِ》.
(ترجمه : در روز عاشورا بر کمر امام حسین ع اثری دیده شد. از امام سجاد ع در مورد آن پرسیدند و حضرت ع جواب دادند : «این به دلیل حمل بار بر پشتشان به منازل بیوه ها و یتیمان و مساکین است»).

بحارالانوار، ج44، ص190

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۹ ، ۲۱:۲۴
سید محمد رضا واعظی
چهارشنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۹، ۱۰:۱۱ ب.ظ

حضرت امیر ع محل احصاء کل شیء

سوره مبارکه یس، آیه شریفه ۱۲ :

«وَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ أَحْصَیْناهُ فی‏ إِمامٍ مُبین‏».

در امالی مرحوم صدوق، ص۱۷۰ از وجود مقدس نبی اکرم ص نقل شده است که مراد از «امام مبین» وجود نازنین « #امیرالمومنین ع» است.

دو احتمال در مراد از «کلّ شیء» بیان شده است : 

1) علم. هر علمی نزد امیر المومنین ع است.

2) هر چیزی. «کل شیء» عمومیت دارد. شیء مساوق وجود و کمال است.

با قبول روایت تفسیری و عمومیت «شیء» مراد آیه شریفه این خواهد بود که «همه کمالات را در وجود مقدس امیرالمومنین ع جمع کردیم».

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۹ ، ۲۲:۱۱
سید محمد رضا واعظی
چهارشنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۹، ۱۰:۰۸ ب.ظ

اهل بیت ع واسطه های فیض الهی

مراد از واسطه در فیض چیست؟

شش معنا برای این اصطلاح بیان شده است :

1) واسطه رسانیدن پیام خداوند به انسان ها (فیض تشریعی)

2) واسطه شفاعت خواهی در سرای آخرت نزد پروردگار «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ» «ای کسانی که ایمان آورده‏اید! تقوا و پرهیزکاری پیشه کنید و وسیله‏ای برای تقرب به خدا انتخاب نمایید، «لاَّ تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِی لَهُ قَوْلاً» «در آن روز شفاعت هیچ کس سودی نمی‏دهد، مگر کسانی که خداوند رحمان به آنها اجازه شفاعت داده، و از گفتار آنها (در این زمینه) راضی است‏.

3) واسطه در دعا : انبیا و ائمه(علیهم السلام) که مستجاب الدعوه هستند، برای ما دعا کنند تا خداوند خواسته ما را برآورده کند. شروع و پایان دعا با صلوات یا قسم دادن خداوند تبارک و تعالی به این ذوات مقدس است که دعا را به اجابت نزدیک می کند. 

4) واسطه به معنای غایت و هدف : هدف و غایت هستی وجود مقدس معصومین ع است و «لولاک لما خلقت الافلاک» یعنی اگر فیض و عنایت الهی به ما می رسد، به هدف آن وجودات مقدس است. گفته شده است هدف آفرینش عبادت و معرفت خداوند است و حقیقت این دو امر، تنها در وجود انبیا و ائمه(علیهم السلام) محقق می شود، و چون فعلِ بدون غایت محکوم به فناست، بنابراین، وجود مستمر یکی از اولیا باید باشد تا فیض الهی قطع نشود.

5) واسطه در ایجاد قابلیت : این ذوات مقدس با گفتار و کردارشان که برگرفته از وحی است، بندگان را ارشاد می کنند تا در نتیجه، قابلیت دریافت مراحل بالای از فیض و تداوم آن را پیدا کنند (ایجاد و اتمام قابلیت). البته گاهی این ارشاد با تصرف تکوینی در نفوس مستعد صورت می گیرد. 

6) واسطه در آفرینش عالم : فیوض و کمالات را از خداوند بگیرند و به مخلوقات برسانند. واسطة اخذ کمالات از ذات باری تعالی و ارائه آنها به مخلوقات. وجود و کمال ما مدیون وجود مقدس اهل بیت ع است. براهین عقلی فلاسفه و شهودهای عرفانی عرفاء را بگذاریم کنار، روایاتی این مطلب را افاده می کند :

در نهج البلاغه و نامه ای که حضرت برای معاویه نوشته اند : «فَإِنَّا صَنَائِعُ‏ رَبِّنَا وَ النَّاسُ بَعْدُ صَنَائِعُ لَنَا». یعنی افاضة وجود به واسطة آنهاست. این کلام در کتاب الغیبه مرحوم شیخ طوسی از کلمات حضرت صاحب الزمان عج نقل شده است.

مرحوم کلینی از امام صادق ع نقل می فرماید :[جعلنا الله ] یَدَهُ الْمَبْسُوطَةَ عَلَى عِبَادِهِ بِالرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ (خداوند ما [اهل بیت ع] را دست مبسوط خود بر بندگان در افاضه رافت و رحمت قرار داد). کافی، ج1، ص144

در نتیجه :

وجود و هستی ما به عنایت حضرات معصومین ع است و لذا می فرماید اگر حجت خدا و ولیّ نباشد، «لساخت الارض باهلها». مرحوم کلینی در کافی و مرحوم طبرسی در احتجاج و دیگران نقل کرده اند و حتی مرحوم کلینی بابی را در الکافی با عنوان «ان الارض لاتخلو من حجه» قرار داده است.

دیگر کمالات را هم ما به عنایت معصومین ع داریم. مثل علم : 

زُرَارَةَ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی جَعْفَرٍ ع ... قَالَ إِنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ عِنْدَهُ عِلْمُ شَیْ‏ءٍ إِلَّا خَرَجَ مِنْ عِنْدِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع‏ ... . (هیچ کس هیچ علمی ندارد، مگر این که از امیرالمومنین ع صادر شده است). کافی، ج1، ص399.

ما هر چه داریم به عنایت و خواست اهل بیت ع است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۹ ، ۲۲:۰۸
سید محمد رضا واعظی
جمعه, ۱ اسفند ۱۳۹۹، ۰۴:۰۶ ب.ظ

شناخت توحید و صفات الهی راه شناخت اهل بیت ع

اصل شناخت اهل بیت -علیهم الصلاه و السلام- از ارکان دین است (وسائل الشیعه / ج1 / ص13 : «أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّکَاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلَایَة»).و این شناخت، گاهی به امور ظاهری -مثل تاریخ تولد، زمان شهادت و ...- است و گاهی شناخت حقیقت و کمالات روحی این ذوات مقدس- مثل علم، حکمت، صبر، مهربانی، رافت و ... - است. شناخت حقیقت اهل بیت -علیهم الصلاه و السلام- پاکی روح، ارتقای کمال و قرب به ذات باری تعالی را به همراه دارد.

البته شناخت کنه ذات این وجودات مقدس ممکن نیست (مختصر البصائر، ص336 : وَ مِنْ ذَلِکَ مَا رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ ص‏ «یَا عَلِیُّ مَا عَرَفَ اللَّهَ إِلَّا أَنَا وَ أَنْتَ، وَ مَا عَرَفَنِی إِلَّا اللَّهُ وَ أَنْتَ، وَ مَا عَرَفَکَ‏ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَا». همچنین در مناقب ابن شهرآشوب، ج3، ص267 آمده است : قالَ النَّبِیُّ ص‏ یَا عَلِیُّ مَا عَرَفَ اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ غَیْرِی وَ غَیْرُکَ وَ مَا عَرَفَکَ حَقَ‏ مَعْرِفَتِکَ غَیْرُ اللَّهِ‏ وَ غَیْرِی‏). -به همان دلیلی که شناخت کنه ذات باری تعالی ممکن نیست ( علم کامل متوقف بر احاطه کامل بر معلوم است و به همین خاطر علم کامل به خداوند -تبارک و تعالی- برای ما محال است).-. «لیس کمثله شیء» (سورة مبارکة شوری،آیة شریفة11) در مورد خداوند -تبارک و تعالی- و «لایقاس بنا احد» (عیون اخبار الرضا ع،ج2،ص66) در مورد وجودات مقدس اهل بیت -علیهم الصلاه و السلام- عظمتهایی است که از قدرت فهم امثال ما خارج است.

اما دستیابی به معرفتِ جایگاه رفیع این ذوات مقدس در حدّ امکان با تحصیل علم و ریاضت نفسانی مقدور است.

مهمترین خصوصیّت این ذوات مقدّس، قرار گرفتن بر قلّة توحید است. «موحّد» به معنی واقعی کلمه بودند و به همین دلیل عبدِ عارفِ عاشقِ خدا بودند. عبدِ محض و کمالِ انقطاعی که به اوج مقدور شناخت ذات باری تعالی نائل شده اند، معرفت به خدا و ایمانی که با گوش و پوستشان عجین گشته «و الایمان مخالط لحمک و دمک کما خالط لحمی و دمی» (فرازی از دعای مبارک ندبه) و چنان عاشقانه زیسته اند که هرگز و حتی لحظه ای خدا را فراموش نکرده اند که «لایشغلهم عن الله شیء طرفة عین ابدا» (حدیث معراج در وصف اولیاء الله، بحارالانوار، ج74، ص24) و «ما رایت شیئا الا و رایت الله قبله» (مفتاح الفلاح، ص368). تمام افعال و سکنات و گفتارشان الهی بوده است، بلکه تمام صفات و ملکاتشان نیز الهی بوده است؛ صبرشان الهی و برای خداست -نه برای منافع دنیوی-، شجاعتشان الهی و برای خداست -نه برای خودنمایی- و ... .

این کمال و فضل برای این ذوات مقدس همراه با مظهریت تمام و کمال اسماء و صفات حسنای الهی بودن است. امام  صادق -علیه الصلاه و السلام- : «نَحْنُ‏ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى‏». الکافی، ج1، ص144. علم الهی، حکمت الهی، قدرت الهی، عزت الهی و ... در وجودات پاک و مطهر معصومین -علیهم الصلاه و السلام- جلوه گری می کند و شناخت اسماء حسنای الهی، ملازم شناخت ذوات مطهّر اهل بیت -علیهم الصلاه و السلام- است.

روشن است که همه کمالات -اصل وجود، علم، قدرت و ... - ملک حقیقی خداوند است («له ما فی السماوات و الارض». سورة مبارکة بقره،آیة شریفة116) و هیچ کس غیر او مالک نیست. ملک حقیقی فقط برای وجود غیر محتاج و بی نیاز مطلق معقول است. حتی وجودات مقدّس معصومین -علیهم الصلاه و السلام- نیز با تمام کمالاتشان مملوک حقیقی خداوند -عزّ و جلّ-هستند و کمالات ایشان افاضه و عنایت ذات باری تعالی است و به همین جهت گفته می شود «الحمد لله»، ستایش ناشی از کمال و خوبی و زیبایی مخصوص اوست.

کمالِ خداوند -تبارک و تعالی- به نحو بی نهایتِ خالقی مخصوص او و به مقدار انتهایِ ممکنِ مخلوقی برای ذوات مقدس معصومین -علیهم الصلاه و السلام- است و به همین جهت الگو و حجت الهی بر بندگان هستند («نحن حجه الله»، الکافی، ج1، ص145).

نتیجه آن که باید حقیقت توحید را - با تمام شقوق و مظاهرش، مثل توحید عبادی، توحید حبی، توحید افعالی و ... - شناخت. با شناخت عمیق تر حقیقت توحید، موحّد واقعی بهتر شناخته خواهد شد. با شناخت بهتر موحّد واقعی، عبودیّتِ عارفانة عاشقانه و مظهریّتِ تمام و کمالِ اسماء و صفاتِ الهی کاملتر درک خواهد شد و معرفت به اهل بیت عصمت و طهارت -علیهم الصلاه و السلام- افزایش خواهد یافت. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۹ ، ۱۶:۰۶
سید محمد رضا واعظی
چهارشنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۹، ۰۷:۴۹ ب.ظ

حضرت فاطمه سلام الله علیها

معانی الاخبار، ص۳۹۶ :
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ خُلِقَ نُورُ فَاطِمَةَ ع قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ الْأَرْضَ وَ السَّمَاءَ ... قَالُوا یَا نَبِیَّ اللَّهِ فَمَا کَانَ طَعَامُهَا قَالَ التَّسْبِیحُ‏ وَ التَّقْدِیسُ‏ وَ التَّهْلِیلُ‏ وَ التَّحْمِیدُ.

تسبیح و تقدیس الهی، تنزیه خداوند است. (البته در مورد تفاوتهای این دو بحثهایی بین علماء مطرح است). تهلیل الهی مفاد «لا اله الا الله» است و تحمید الهی مفاد «الحمدلله».

حقایق و معارف این اذکار غذای جسمانی نیستند، بلکه غذای روح انسان هستند. بیان این حقیقت که این معارف غذای #حضرت_زهرا -سلام الله علیها- بوده است، شاید اشاره به این نکته باشد که اگر مواد غذایی با پوست و خون انسان عجین می شوند، حقیقت روحانی حضرت زهرای مرضیه -سلام الله علیها- نیز با این معارف و حقایق عجین است. در دعای ندبه نیز شبیه این تعبیر در مورد وجود مقدس نبی اکرم -ص- و حضرت امیر -ع- ذکر شده است «و الایمان مخالط لحمک و دمک کما خالط لحمی و دمی».

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۹ ، ۱۹:۴۹
سید محمد رضا واعظی