یادداشتهای طلبگی

فضایی برای اشتراک گذاری یادداشتهای اخلاقی، تفسیری، فقهی، اصولی، رجالی و غیره

یادداشتهای طلبگی

فضایی برای اشتراک گذاری یادداشتهای اخلاقی، تفسیری، فقهی، اصولی، رجالی و غیره

۲۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تفسیر» ثبت شده است

جمعه, ۵ بهمن ۱۴۰۳، ۰۴:۴۰ ب.ظ

تفسیر سوره حمد 24

الحمدلله رب العالمین 

تناسب حمد با الله، ربّ العالمین، الرحمن الرحیم و مالک یوم الدین

در مورد حقیقت «الله» و ارتباط حمد به «الله» که اسم جامع صفات کمالی الهی است، سخن گفته شد. تمام کمالات و صفات کمالی ملک طلق «الله» است و از این رو حمد مخصوص «الله» است. در حقیقت «الله» بودن دلیل اختصاص حمد به ذات اقدس الهی است و شخصی که حقیقت «الله» را درک کند بدون لحاظ احسان او و رجاء به او و خوف از او-، او را حمد خواهد کرد.

«ربّ العالمین»، «الرحمن الرحیم» و «مالک یوم الدین» می توانند علّت برای حمد الهی باشند، همانطور که می توانند اشاره به هدف و غرض حامد تلقی شوند.

«رب العالمین» علت برای حمد هستند، چرا که «رب العالمین» است که افاضه کننده کمالات است و مفیض کمالات است که اولا و بالذات دارای کمال است و از این رو حمد مخصوص اوست. از سویی می تواند حمد الهی به غرض جلب انعام الهی باشد که ربّ همه جهانیان از جمله شخص حمد کننده است.

«الرحمن الرحیم» علت برای حمد است، چرا که مقام افاضة رحمت فرع مالکیت بر کمالاتی است که با رحمت به غیر افاضه می شود. حمد مخصوص کسی است که صفت رحمان و رحیم به طور مطلق مختصّ اوست. از سویی می تواند حمد الهی به غرض رجاء به محمود جهت جلب رحمت او باشد.

«مالک یوم الدین» علت برای حمد است، چرا که جز مالک مطلق دار وجود و کمالات وجودی کسی را چنین مقامی نیست که فرمانروای منحصر روز جزا باشد. از سویی می تواند حمد الهی از روی ترس از مقام و منزلت محمود به جهت فرمانروایی او در روز جزا و امکان عقاب و عذاب الهی باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۰۳ ، ۱۶:۴۰
سید محمد رضا واعظی
جمعه, ۲۸ دی ۱۴۰۳، ۰۴:۳۵ ب.ظ

تفسیر سوره حمد 23

الحمدلله رب العالمین

مراد از العالمین

کلمه «عالمین» جمعِ «عالَم» است. «عالَم» دارای جمع مکسّر «عوالم» نیز می باشد. جمع با «ال» افاده عموم دارد.

معنای عالَم

«عالَم» به مجموعه ای از موجودات مختلف که دارای صفات مشترک و یا زمان و مکان مشترک باشند، اطلاق می شود؛[1] مانند عالم انسان، عالم گیاه، عالم دنیا، عالم آخرت، عالم شرق، عالم آینده، عالم ملکوت و عالم مثال. جمع بستن «عالَم» برای اشاره به تمام این مجموعه هاست. البته با توجّه به معنایی که برای «ربّ» بیان شد، مراد از «عالمین» عوالمی است که سوق تدریجی به سمت کمال برای آنها معقول باشد، یعنی عوالم مرتبط با مادّه.

عالمین به جای عوالم

دلیل استفاده از جمع سالم (العالمین) به جای جمع مکسّر (عوالم) در آیه شریفه دارای دو احتمال است :

1) آیه شریفه تنها ناظر به عالم هایی است که دارای شعور هستند، مانند انسان و جنّ. شاهد این احتمال ادامه سوره مبارکه و آیه شریفه «مالک یوم الدین» است. «جزاء» برای ذوی العقولی مانند انسان و جنّ قابل تصوّر است.

در برخی آیات قرآن کریم مراد از «العالمین» تنها عوالم ذی شعور است، مانند‏ «وَ اصْطَفاکِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمِینَ» (سوره مبارکه آل عمران، آیه شریفه 42) و «لِیَکُونَ لِلْعالَمِینَ نَذِیراً» (سوره مبارکه فرقان، آیه شریفه1).

2) مراد آیه شریفه تمام عوالم ذی شعور و غیر ذی شعور است، اما به دلیل تغلیب و اهمیت عوالم ذی شعور از جمع سالم (العالمین) استفاده شده است. ربوبیّت الهی برای تمام ما سوی الله تدریجی است (ربّ العالمین) و خدای سبحان سوق دهندة تمام این مجموعه ها به سوی کمال مناسبشان می باشد چه ذی شعور باشند و چه ذی شعور نباشند-. «قُلْ أَ غَیْرَ اللَّهِ أَبْغی‏ رَبًّا وَ هُوَ رَبُّ کُلِّ شَیْ‏ء» (سورة مبارکة انعام، آیه شریفه 164). در برخی آیات الهی، «عالمین» برای تمام عالم ماده استعمال شده است. «قالَ فِرْعَوْنُ وَ ما رَبُّ الْعالَمِینَ قالَ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُمَا» (سوره مبارکه شعراء، آیات شریفه 23 و 24). همچنین در اخبار وارد شده است : «... رَبُّ اَلْعَالَمِینَ وَ هُمُ اَلْجَمَاعَاتُ مِنْ کُلِّ مَخْلُوقٍ مِنَ اَلْجَمَادَاتِ وَ اَلْحَیَوَانَاتِ وَ أَمَّا اَلْحَیَوَانَاتُ‌ فَهُوَ یَقْلِبُهَا فِی قُدْرَتِهِ وَ یَغْذُوهَا مِنْ رِزْقِهِ وَ یُحَوِّطُهَا بِکَنَفِهِ وَ یُدَبِّرُ کُلاًّ مِنْهَا بِمَصْلَحَتِهِ وَ أَمَّا اَلْجَمَادَاتُ فَهُوَ یُمْسِکُهَا بِقُدْرَتِهِ وَ یُمْسِکُ اَلْمُتَّصِلَ مِنْهَا أَنْ یَتَهَافَتَ‌ وَ یُمْسِکُ اَلْمُتَهَافِتَ مِنْهَا أَنْ یَتَلاَصَقَ وَ یُمْسِکُ اَلسَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى اَلْأَرْضِ إِلاّ بِإِذْنِهِ‌ وَ یُمْسِکُ اَلْأَرْضَ أَنْ تَنْخَسِفَ إِلاَّ بِأَمْرِهِ ...». (عیون اخبار الرضا علیه الصلاه و السلام-، ج1، ص282 و 283).

البتّه ربوبیّت الهی برای تمام ما سوی الله تدریجی است، لکن هدف اصلی از آن، انسان و هدایت او به سمت کمال است.

 

[1] گفته شده ریشه این کلمه از عِلم و به معنای چیزى است که به وسیله آن علم حاصل شود (ما یعلم به). از آن جایی که ما سوی الله همگی نشانة خداوند -تبارک و تعالی- هستند و علم به ذات اقدس اله را به همراه دارند، همگی داخل در «عالَم» هستند. ر.ک. اسرار الصلاه مرحوم ملکی تبریزی، ذیل بحث از تفسیر سوره مبارکه حمد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۰۳ ، ۱۶:۳۵
سید محمد رضا واعظی
پنجشنبه, ۱۳ دی ۱۴۰۳، ۰۹:۰۹ ب.ظ

تفسیر سوره حمد 22

«الحَمدُللهِ رَبِّ العَالَمِینَ»

ربوبیت تکوینی و ربوبیت تشریعی

ربوبیّت حقّ تعالی بر دو گونه است :

1) ربوبیت تکوینی : ربوبیّت عامّ الهی که تمام موجودات عالم را در بر می گیرد و با پرورش تکوینی، حقیقت مخلوقات را از نقص به کمال لایق خود می رساند. حرکت از مادّه اولی تا جایگاه حیوانیّت، ربوبیت تکوینی الهی است.

2) ربوبیت تشریعی : این ربوبیّت مخصوص انسان است و با ارائه و ارشاد به راه سعادت و خوشبختی محقّق می شود. ارسال کتب و انزال رسل در راستای ربوبیت تشریعی ذات اقدس الهی است.

نطفه انسان تا مرحلة حیوانیّت با سایر حیوانات همسان بوده و مشمول ربوبیت تکوینی الهی بوده است. بعد از منزل حیوانیت، نوبت به ربوبیت تشریعی می رسد و حقّ تعالی با ابلاغ صراط مستقیم، ربوبیت تشریعی را محقّق می سازد. حال انسان دو منزل در پیش دارد که با اختیار بین آنها انتخاب می کند. منزل سعادت و منزل شقاوت.

کسی به منزل سعادت می رسد که با اختیار خود طبق موازین شریعت الهی عمل کرده باشد، توحید تشریعی الهی را باور کرده و به لوازم آن پایبند باشد. خود را تحت تربیت الهی قرار دهد و مسیر زندگی را طبق دستورات حقّ تعالی طیّ کند. چنین کسی در نهایت از عمق وجود تسلیم محض خداوند تبارک و تعالی- شده و توحید ربوبیّت تشریعی این ذات اقدس را با جان و دل پذیرفته و به تمام مقتضیات آن ملتزم شده است. تمام قلب و به تبع تمام اعضا و جوارح او تحت تربیت حقّ تعالی است، ربوبیّت الهی بر جان او نقش بسته، قلب او حرم الله، دست او ید الله، گوش او سمع الله و چشم او عین الله شده است.[1] قطعا این شخص در عالم قبر در جواب ملائکه که می گویند «من ربّک؟»، زبانش گویاست به این که «الله جلّ جلاله- ربّی».

 

[1] ر.ک. کافی، ج2، ص352.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۰۳ ، ۲۱:۰۹
سید محمد رضا واعظی
جمعه, ۳۰ آذر ۱۴۰۳، ۰۴:۳۳ ب.ظ

تفسیر سوره حمد 21

«الحَمدُللهِ رَبِّ العَالَمِینَ»

💐 آثار توحید ربوبی

1 درک عظمت الهی

تصدیق #توحید_ربوبی، مستلزم درک عظمت الهی، قدرت انحصاری او در هستی، رحمت بی پایان او بر مخلوقات و سایر کمالات جمالی و جلالی اوست.

هیچ موجودی هیچ نقشی در مقابل و عرض ذات اقدس الهی ندارد و هیچ قدرت و اراده ای در مقابل قدرت و اراده او نیست. هر چه هست و نیست به اذن، خواست و اراده اوست بر اساس رحمت و حکمت او برای سوق دادن مخلوقات به کمال مطلوب است.

2  عدم ترس و حزن

کسی که توحید ربوبی برای او ملکه شده و هرگز غافل نمی شود که پروردگار او حقیقتی است که تمام کمالات از علم و حکمت تا رحمت و قدرت- برای اوست و هر چه در هستی رخ می دهد، ناشی از صفت ربوبیت اوست، از هیچ چیز نمی ترسد و از هیچ چیز ناراحت نمی شود.

چنین کسی می داند هر حادثه ای رخ دهد، به قدرت و تدبیر الهی و در راستای لطف و حکمت او برای سوق دادنش به سمت کمال است. «إِنَّ ٱلَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱستَقامُواْ فَلَا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لَا هُم یَحزَنُونَ» (سورة مبارکة احقاف / آیة شریفة 13). استقامت بر توحید ربوبی، هر ترس و حزنی را از انسان سلب می کند.

3 توحید عبادی

باور کامل و تامّ به توحید ربوبی، توحید عبادی را به همراه دارد. شخصی که برای غیر او هیچ نقشی در هستی قائل نیست، تنها از او می ترسد. تنها به لطف او طمع دارد. هر چه می خواهد تنها از او می خواهد. تنها او را شایسته پرستش می یابد. بنابراین جز در مقابل او سر خم نخواهد کرد و تنها خواست و رضایت او را معیار عمل و انتخاب خود قرار خواهد داد و به خشوع و خضوع کامل در پیشگاه او خواهد رسید. «ذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ أَ فَلا تَذَکَّرُونَ». (سوره مبارکه یونس / آیه شریفه 3).  چنین کسی خود را از تمام جهات بی نیاز از خلق می بیند و دچار #ریا و خودنمایی نمی شود.

4 توحید فاعلی

باور کامل و تامّ به توحید ربوبی، توحید فاعلی را به همراه دارد. پرورش دهنده هستی کسی نیست جز الله جلّ جلاله. پس هر فعلی در عین انتساب به مخلوق- در حقیقت به او منتسب است و به اذن و اراده او محقق شده است. فاعلی جز او نیست و هر فعلی و حادثه ای به خواست او از هر فاعلی چه فاعل بالجبر و چه فاعل بالاختیار  و چه غیر آن دو- صادر می شود.

5 توحید حبی

باور کامل و تامّ به توحید ربوبی، توحید حبّی را به همراه دارد. چه کسی شایسته عشق و محبت است جز ذاتی که هر خیری از اوست، هر کمالی از اوست، هر زیبایی از اوست و هر چه را دوست داریم، از او و برای اوست و از روی لطف و محبت او خلق شده و در اختیار ما قرار گرفته است؟

وقتی انسان دانست که خداوند رحمن رحیم با این که از او بی نیاز است، همواره و از تمام جهات که حتی خود انسان نیز از بسیاری از آنها غافل بوده و هست- در مقام پرورش و اصلاح او بر آمده است و هرگز او را فراموش نکرده، عاشق و واله ذات اقدس اله خواهد شد و از غفلت و کوتاهی خود در پیشگاه او شرمسار است.

6 دوری از صفات رذیله

شخصی که توحید ربوبی با ذات او عجین شده باشد، صفات رذیله از وجود خود بیرون رفته است و به صفات حسنه متّصف شده است. چنین کسی -همانطور که بیان شد- دچار ریا و خودنمایی نخواهد شد؛ حوادث تلخ و شیرین روزگار را برنامه الهی در روند تکامل خود خواهد دید، دچار #غضب و پرخاشگری و #کینه نسبت به دیگران نمی شود و به انتقام جویی فکر نخواهد کرد، #حسادت نمی ورزد، نسبت به حوادث دچار ترس و اضطراب نخواهد بود، هرگز جزع و فزع نخواهد کرد و #صبر پیشه خواهد کرد، بلکه نسبت به همه حوادث به ظاهر بسیار تلخ نیز راضی و خشنود خواهد بود و حمد و شکر خداوند تبارک و تعالی- را به جای خواهد آورد. «الحمدلله علی عظیم رزیتی»  (ستایش خدای را به دلیل بزرگی مصیبتم).

🔺 البته رسیدن به ملکه توحید ربوبی در این عالم مادی که دار غرور و فریب است و چنین پنداشته می شود که اسباب نقشی در هستی و امور زندگی ایفاء می کنند، نیازمند ایمان قوی و استقامت در این راه دارد.

این سبب ها بر نظرها پرده هاست

که نه هر دیدار صُنعش را سزاست

دیده ای باید سبب سوراخ کن

تا حُجب را بَرکَنَد از بیخ و بن

از مسبِّب می رسد هر خیر و شرّ

نیست اسباب و وسائط ای پدر

 جز خیالی منعقد بر شاهراه

تا بماند دورِ غفلت چند گاه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۰۳ ، ۱۶:۳۳
سید محمد رضا واعظی
پنجشنبه, ۲۲ آذر ۱۴۰۳، ۱۰:۲۷ ب.ظ

تفسیر سوره حمد 20

📌 آیه شریفه "الحمدللّه ربّ العالمین

💐 رابطه ربّ و الله 

با توجّه به حقیقت «الله» و «ربّ»، روشن است که تنها «الله» و حقیقتی که مستجمع جمیع کمالات است  می تواند «ربّ» حقیقی تمام مخلوقات باشد و تنها «ربّ» و پروردگار عالمیان است که می تواند «الله» و مستجمع جمیع کمالات باشد. لازمه الوهیّت، ربوبیّت است و ربوبیت کاشف از الوهیت. «الله» بودن دلیل برای «ربّ» بودن است. شاید به این جهت صفت «ربّ» در آیه شریفه بعد از «الله» آمده است. همه احتیاجات عالمیان نزد «الله» است و فقط «الله» یارای تامین مایحتاج عالمیان را دارد.

💐 رابطه ربّ و حمد

با درک اختصاص حمد به خداوند سبحان و مالکیت مطلق او بر تمام کمالات نیز روشن می شود که ربوبیّت مخصوص ذات اقدس اله است و غیر او مقام ربوبیّت ندارد. ربوبیتِ ذات اقدس اله به اظهار کمال خود در مخلوق و جلوه گری جمال و جلال او در عالمیان است. عالمیان کمال استقلالی برای خود ندارند و نخواهند داشت، بلکه مجرایِ نمایشِ کمالات الهی و اسمای حسنای او هستند و اوست که کمال را در موجودی خلق می کند و به ظهور می رساند. از این رو گفته شده است ربوبیّت نوعی خلقت است و توحید خالقی مفید توحید ربوبی است

💐 رابطه ربّ و الرّحمن الرّحیم

این ربوبیّت الهی ناشی از رحمانیّت و رحیمیّت ذات اقدس اله است و این دو صفت دلیل بر این است که خداوند سبحان در ربوبیّت هیچ موجودی کم کاری نکرده و نخواهد کرد. آنچه مانع از کمال مخلوق است، قابلیت قابل و ذات مخلوق است نه بخلی از ناحیه فاعل و خداوند رحمن رحیم-.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آذر ۰۳ ، ۲۲:۲۷
سید محمد رضا واعظی
سه شنبه, ۱۳ آذر ۱۴۰۳، ۰۸:۳۶ ق.ظ

تفسیر سوره حمد 19

توحید ربوبی (2)

جمیع اجزاء عوالم هستی از هر جهت تحت تربیت‌ و مراقبت اوست. همه مخلوقات غرق در نعمت الهی از افاضه وجود تا حفظ از خطرات، صحت جسمی و روحی، رزق، اصلاح و تدبیر امور به سمت کمال- هستند. این فیض به لطف و رحمت او پیوسته و مستمر است و در این راه هیچ نعمت و رحمتی از هیچ موجودی دریغ نشده است از سلامتی کوچکترین اعضای بدن تا نعمت معرفت به خدای عزّ و جلّ و اهل بیت عصمت و طهار علیهم الصلاه و السلام-.[1]

غیر او هیچ نقشی در تامین نیازها و وصول به کمال و نفع و ضرر انسان یا هر موجود دیگری ندارد[2] و حاکم مطلق و تنها برنامه ریز و مدیر هستی، اوست. «إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فی‏ سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ ما مِنْ شَفیعٍ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ» (سوره مبارکه یونس / آیه شریفه 3).

از سویی کمال مطلق اوست. پس غایت ربوبیت که کمال است- خود اوست. او با لطف و رحمت خود، ما را به سمت خود می کشد و بالا می برد. هر حرکتی به سمت کمال، حرکت به سمت اوست و به میزانی که حرکت رخ می دهد، قرب به او حاصل می شود و قرب به او به معنای ظهور بیشتر کمالات او در مخلوق، مظهریت اقوای مخلوق برای او، تجلی اقوای او برای مخلوق و بهره بیشتر از جنّت ذات است.

باور قلبی توحید ربوبی و تنظیم تمام اعمال و رفتار به مقتضای آن، بسیار نادر و مخصوص عارفین بالله و اولیاء خاصّ اوست.

بسیاری از مشرکین از پذیرش توحید خالقی ابایی نداشتند. «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّه‏».[3] آنچه آنان منکر بودند، توحید ربوبی بود و برای غیر «الله» ربوبیّت و نقش در تأمین نیاز خود قائل بودند. مجسمه‌هایی از سنگ و غیره به عنوان مظاهر آن ارباب‌ها می ساختند و برای دستیابی به لطف و رحمت آنها، به پرستش آن مظاهر می پرداختند.

مبارزه انبیاء با بت پرستی و شکستن بت‌ها برای ترویج توحید ربوبی بود. حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه الصلاه و السلام- برای احتجاج علیه مشرکان نسبت به ستاره و ماه و خورشید فرمود «هذا ربّی»[4] و سپس عدم لیاقت آنها برای مقام ربوبیت را ثابت کرد. حضرت یوسف علی نبینا و آله و علیه الصلاه و السلام- در زندان از فرصت پیش آمده برای تبلیغ توحید ربوبی بهره برد. «یا صاحِبَیِ السِّجْنِ أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّار». (سوره مبارکه یوسف، آیه شریفه 39).

در بین مومنین نیز جهل و غفلت از توحید ربوبی بسیار است. اگر ذره ای تصور شود که غیر خدای تبارک و تعالی مثل فلان قدرتمند یا ثروتمند- توانایی مستقل برای رساندن خیر یا شرّ دارد، مصداق شرک ربوبی است.

رابطه ربّ و الله

با توجّه به حقیقت «الله» و «ربّ»، روشن است که تنها «الله» و حقیقتی که مستجمع جمیع کمالات است  می تواند «ربّ» حقیقی تمام مخلوقات باشد و تنها «ربّ» و پروردگار عالمیان است که می تواند «الله» و مستجمع جمیع کمالات باشد. لازمة الوهیّت، ربوبیّت است و ربوبیت کاشف از الوهیت. «الله» بودن دلیل برای «ربّ» بودن است. شاید به این جهت صفت «ربّ» در آیه شریفه بعد از «الله» آمده است. همه احتیاجات عالمیان نزد «الله» است و فقط «الله» یارای تامین مایحتاج عالمیان را دارد. «بیدک لا بید غیرک زیادی و نقصی و نفعی و ضرّی».[5] «قل لن یُصیبنا الا ما کتب الله لنا هو مولانا و علی الله فلیتوکّل المومنون» (سوره مبارکه توبه، آیه شریفه 51). هر چه هست، ملک طلق اوست و هر چه رخ می دهد به تدبیر و اراده اوست. «لا موثّر فی الوجود الا الله».

رابطه ربّ و حمد

با درک اختصاص حمد به خداوند سبحان و مالکیت مطلق او بر تمام کمالات نیز روشن می شود که ربوبیّت مخصوص ذات اقدس اله است و غیر او مقام ربوبیّت ندارد. ربوبیتِ ذات اقدس اله به اظهار کمال خود در مخلوق و جلوه گری جمال و جلال او در عالمیان است. عالمیان کمال استقلالی برای خود ندارند و نخواهند داشت، بلکه مجرایِ نمایشِ کمالات الهی و اسمای حسنای او هستند و اوست که کمال را در موجودی خلق می کند و به ظهور می رساند. از این رو گفته شده است ربوبیّت نوعی خلقت است و توحید خالقی مفید توحید ربوبی است.

رابطه ربّ و الرّحمن الرّحیم

این ربوبیّت الهی ناشی از رحمانیّت و رحیمیّت ذات اقدس اله است و این دو صفت دلیل بر این است که خداوند سبحان در ربوبیّت هیچ موجودی کم کاری نکرده و نخواهد کرد. آنچه مانع از کمال مخلوق است، قابلیت قابل و ذات مخلوق است نه بخلی از ناحیه فاعل و خداوند رحمن رحیم-.

 

[1] عدم وصول به کمال و رحمتی از جانب الهی به دلیل بخل از ناحیه فاعل نیست، بلکه نشانة ضعف در ناحیة قابل است.

[2] سوره مبارکه یونس / آیه شریفه 18 : «وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُم‏».

[3] سوره مبارکه لقمان، آیه شریفه 25 و سوره مبارکه زمر، آیه شریفه 38. همچنین شبیه این معنا در سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 61.

[4] سوره مبارکه انعام، آیات شریفه 76 تا 78.

[5] مناجات شعبانیه، اقبال الاعمال، ج3، ص296.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۰۳ ، ۰۸:۳۶
سید محمد رضا واعظی
جمعه, ۲ آذر ۱۴۰۳، ۱۰:۰۷ ق.ظ

تفسیر سوره حمد 18

حقیقت ربّ

در کتب لغت دو معنا برای «رَبّ» بیان کرده اند، مالک و مصلحِ مدبّر.

ذات اقدس الهی مالکِ سوی الله است. این مطلب در آیات بسیاری از قرآن کریم مورد اشاره قرار گرفته است. احتمال می رود اصل معنای «ربّ»، مصلحِ مدبّر باشد که به دلیل مناسبت در معنای «مالک» استعمال شده یا به حدّ وضع رسیده است.

در معجم مقاییس اللغه آمده است : «رب : الراء و الباء یدلُّ على أُصولٍ. فالأول إصلاح الشى‌ءِ و القیامُ علیه. ... و الرّبُّ: المُصْلِح للشّى‌ء. یقال رَبَّ فلانٌ ضَیعتَه، إذا قام على إصلاحها».

در مفردات راغب آمده است : «الرَّبُّ ... و هو إنشاء الشی‌ء حالا فحالا إلى حدّ التمام، ... فالرّبّ مصدر مستعار للفاعل».

به نظر می‌رسد ربوبیت، سوق دادن شیء به سمت اصلاح و کمال آن است و ربّ، کسی است که شیء را به سمت اصلاح و کمال می برد و از این رو در فارسی به «پروردگار» ترجمه می شود.

مفاهیمی مانند ملکیت، تربیت، تعلیم و امثال آن، از ملازمات آن هستند. با این توضیح «ربّ» از صفات فعل الهی است و معنای تدریج از آن فهمیده می شود. از این رو صفت «ربّ» مخصوص عوالمی است که تدریج در آنها معنا دارد.

توحید ربوبی

توحید ربوبی یعنی فقط او در هستی نقش ربوبیّت دارد. خداوند تبارک و تعالی تنها حقیقتی که نیازهای مخلوقات را تامین می کند، لحظه به لحظه آن ها را به سمت اصلاح و کمال مادی یا معنوی می کشاند، تغذیه و رشد و نموّ جسمانی را بر عهده دارد، با حوادث و وقائع بر عقل و تجربه می افزاید و هر آنچه پیش آمده و پیش خواهد آمد -با تدبیر او و بر اساس حکمت و رحمت او- جهت سوق دادن مخلوقات به اصلاح و کمالشان می باشد. آب و غذایی که در اختیار انسان قرار می گیرد، جذب بدن می شود و رشد جسمانی را تامین می کند، از او و به لطف و قدرت اوست. علم و معرفتی که کمال نفسانی را حاصل می کند و فعل و عملی که رشد روحی را به همراه دارد، از او و به لطف و حکمت اوست.

 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۰۳ ، ۱۰:۰۷
سید محمد رضا واعظی
جمعه, ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ۰۹:۲۵ ق.ظ

تفسیر سوره حمد 17

هر شیئی حامد اوست

در سورة مبارکة اسراء، آیةشریفة 44 آمده است «إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُم‏». هر شیئی خدا را تسبیح و ستایش می کند اما شما تسبیح آنها را نمی فهمید. ما سوی الله شیء است و هر شیئی حامد اوست.

حمد و تسبیح را به حمد تکوینی و تشریعی تقسیم کرده اند. حمد و تسبیح تکوینی به این معنا است که ذات هر شیئی به میزان کمال خود- خبر از ستایش و تنزیه علت خود می دهد. هر شیئی خبر می دهد که کمالاتش برای علّتش است و ستایش این کمالات به ستایش علّت رجوع می کند و علّت از نقص های مربوطه مبراست.

اما این حمد تکوینی قابل فهم برای انسان است. ذیل آیات مشابه در کتب مهم تفسیری بیان شده است که حمد تشریعی و از روی اختیار و شعور نیز از اشیاء سر می زند و این حمد است که طبق آیه شریفه از ادراک ما خارج است. طبق ادله نقلی شریعت، بیان اهل عرفان و برخی از فلاسفه، هر شیئی بهره ای از حیات و علم دارد و به مقتضای آن بهره ای از حمد تشریعی را داراست، هر چند این حمد برای ما قابل شنیدن و درک نباشد.[1]

حامد و محمود یکیست

ذیل بحث از حمد ناقص و مطلق، بیان شد که حمد مطلق تنها از ذات اقدس الهی سر می زند.

حمد ناقص خداوند تبارک و تعالی- نیز از آن جهت که فعلِ حَسَن و کمالی است، اوّلا و بالذات منسوب به خداوند تبارک و تعالی- است. تمام افعال کمالی از او و برای اوست. پس حامد اوست، علاوه بر این که محمود هم اوست. حمد الهی توسط بندگان، نعمتی از نعمتهای الهی است که در برابر آن نیز، حمد و شکر لازم است و کسی که بیشتر اهل حمد الهی است، بیش از دیگران مشمول عنایت و رحمت الهی است و بیش از دیگران باید حامد و شاکر خداوند تبارک و تعالی- باشد، نه این که دچار غرور و تکبّر شود.

 

[1] ر.ک. امام الطائفه سیدنا الخمینی ره، آداب الصلاه، ص255.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۰۳ ، ۰۹:۲۵
سید محمد رضا واعظی
پنجشنبه, ۱۷ آبان ۱۴۰۳، ۰۹:۵۱ ب.ظ

تفسیر سوره حمد / 16

حمد فعلی، اسمی و ذاتی

🔹از کلمات سابق روشن می شود که حمد دارای مراتبی است. 

حمد بر اساس افعال کمالی الهی مانند «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِحَمْدِهِ، وَ جَعَلَنَا مِنْ أَهْلِه‏» (صحیفه سجادیه، دعای ۴۴ : ستایش مخصوص خدایی است که ما را به حمدش هدایت کرد و ما را اهلِ حمدش قرار داد)؛ 

حمد بر اساس صفات و اسماء کمالی الهی مانند «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی بَطَنَ خَفِیَّاتِ الْأَمُوُر» (نهج البلاغه، خطبه ۴۹ : ستایش مخصوص خدایی است که در پنهان امور نفوذ کرده است) و « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی عَلَا بِحَوْلِهِ وَ دَنَا بِطَوْلِه‏» (نهج البلاغه، خطبه ۸۳ : ستایش مخصوص خدایی است که با قدرتش والا و برتر و با توانش پایین و نزدیک است)؛

و حمد ذات اقدس الهی که این مرتبه نهایی حمد (حمد مطلق) که از توان ما که ذات را درک نکرده ایم، خارج است. 

💐 حمد قولی، فعلی و حالی

🔹 حمد الهی عبد را می توان به سه قسم تقسیم کرد : 

1⃣ حمد زبانی و ذکر لسانی «الحمدلله»، حمد قولی است که ۱۰ بار در نمازهای روزانه واجب است به زبان آید. 

2⃣ حمد فعلی به این معناست که فعل انسان گواه بر این باشد که ستایش مخصوص اوست و تمام کمالات و افعال کمالی از اوست. فعلی عبادی که نیّت آن خالص برای رضای او باشد، حمد فعلی خداست. 

3⃣ حمد حالی به اعتبار روح و قلب انسان است و تحقق آن به این است که عبد از عمق وجود باور کرده باشد که همه کمالات و افعال الهی از اوست و حقیقت او حمد الهی و وجود او دارالحمد شود. 

🔹 فضل حمد حالی نسبت به حمدی که لقلقه زبان است، بسیار بسیار زیاد است. «حَمْداً یَفْضُلُ سَائِرَ الْحَمْدِ کَفَضْلِ رَبِّنَا عَلَى جَمِیعِ خَلْقِهِ». 

💐 گستره حمد در دعای اول صحیفه سجادیه

🔹 در دعای اوّل صحیفه سجادیه،  مراتبی برای حمد از حیث های مختلفی بیان شده است.  

📌 از حیث گستره زمانی : حمدی ابدی  و سرمدی تا روز قیامت. «أَبَداً سَرْمَداً إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَة». مراتب عالی حمد ذاتی و حالی، باید همیشگی و دائمی باشد. 

📌 از حیث گستره علّت : حمدی به ازای تمام نعمتهای الهی. «لَهُ الْحَمْدُ مَکَانَ کُلِّ نِعْمَةٍ لَهُ عَلَیْنَا وَ عَلَى جَمِیعِ عِبَادِهِ الْمَاضِینَ وَ الْبَاقِینَ عَدَدَ مَا أَحَاطَ بِهِ عِلْمُهُ مِنْ جَمِیعِ الْأَشْیَاءِ، وَ مَکَانَ کُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهَا عَدَدُهَا أَضْعَافاً مُضَاعَفَة».

🔹 در حمد الهی هیچ نعمتی –در حدّ توان و فهم- فراموش نشود. فراموشی هر نعمتی، با شکرگزاری آن منافات دارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۰۳ ، ۲۱:۵۱
سید محمد رضا واعظی
پنجشنبه, ۱۷ آبان ۱۴۰۳، ۰۹:۴۹ ب.ظ

تفسیر سوره حمد / 15

حمد ناقص و حمد مطلق 

🔹 گاهی ذات اقدس الهی به خاطر علم مورد ستایش قرار می گیرد و گاهی به دلیل قدرت. اما این حمدها، حمدهای ناقص و ناظر به کمال خاصّی است. 

🔹 ذات اقدس الهی که تمام کمالات و تمام افعال نیک از او و برای اوست، شایسته حمد مطلق است، حمدی فراگیر و جامع به تناسب فراگیری و جامعیت کمال این ذات –نه حمد ناقص و محدود-. 

🔹 حمد به دلیل عِلم، حمدِ اسمی از اسماء الهی و مظهری از مظاهر این ذات –یعنی علم- است. حمد به دلیل قدرت، نیز تنها حمدِ اسمی از اسماء الهی است – نه حمدِ ذات اقدسِ الهیِ مشتمل بر تمام کمالات به نحو بی نهایت-. 

🔹 حمد مطلق از کسی سر می زند که تمام کمالات الهی را درک کرده باشد و از آن جهت که درک تمام کمالات بی نهایتِ الهی فقط برای خود این ذات میسر است، چنین حمد مطلقی فقط از خود این ذات اقدس سر می زند. حمدهای ما –به دلیل نقص در درک کمالات و قوت و شدت آنها- محدود و ناقص است. 

🔹 وجود مقدس امیرالمومنین –علیه الصلاه و السلام- در خطبه اول نهج البلاغه می فرماید : «الْحَمْدُ لِلَّهِ‏ الَّذِی‏ لَا یَبْلُغُ‏ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ». حمد از آن خدایى است که مدح او از عهده کسى بر نمى آید.

🔹 از سویی نقصان معرفت ما به اسماء الهی و عدم درک کنه بی نهایت تک تک کمالات الهی –مثل علم و قدرت- نیز موجب می شود تا حمدهای ناقص ما نیز نقصان دیگری داشته باشند. پس حمدهای ما نه تنها مطلق نیست بلکه حتّی حقّ حمد نسبت به اسمی از اسماء الهی را هم ادا نمی کند. 

💐 تعلّق بسم الله به الحمدلله

🔹 بیان شد تمام افعال «به اسم الله» است، از جمله حمد و ستایش الهی و احتمال داده شد که در سوره مبارکه حمد، «بسم الله» متعلق به «الحمدلله» باشد. در نتیجه معنا چنین خواهد بود که «ستایش الهی به اسم الله است»، یعنی ستایش الهی همراه و نیازمند کمالات الهی و مخلوقات الهی است و توفیق و عنایت پروردگار است. 

🔹 حمد شایسته او از عهده ما خارج است و حمد ناقص او نیز –که خود فعل نیک و شایسته تقدیر است- لطف و رحمت خود اوست.

💐 ارتباط تحمید و تسبیح و تهلیل و تکبیر 

🔹 تفاوت مفهومی اذکار اربعه روشن است، لکن این مفاهیم با یکدیگر تلازم دارند و حقیقتی که مصداق هر یک از این اذکار باشد، قطعا مصداق سایر اذکار نیز خواهد بود. ذات مقدسی که ستایش مخصوص اوست (الحمدلله)، دارای تمام کمالات است.

🔹 و ذات مستجمع جمیع کمالات که عین کمال بی نهایت است، از هر عیب و نقصی، پاک و منزه است (سبحان الله). 

🔹 چنین ذاتی، کمالی برای غیر نمی گذارد تا آن غیر، خدا باشد و خدایی کند، (لا اله الا الله).

🔹 و البته این حقیقت بزرگتر از آن است به درک و وهم مخلوقی درآید و وصف شود (الله اکبر).

🔹 در آیه شریفه «وَإِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ» (سوره مبارکه اسراء، آیه شریفة ۴۴)، اگر «ب» باء سببیّت باشد، اشاره به این مطلب دارد که بوسیله ستایش، خداوند تسبیح می‌شود. ستایش او، تنزیه الهی را به همراه دارد؛ چرا که بیان شد لازمه ستایش، تنزیه است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۰۳ ، ۲۱:۴۹
سید محمد رضا واعظی