فرازی از مناجات 1
هر چه از عمرم می گذرد، بر گناهانم افزوده می شود.
چقدر توبه کنم و توبه بشکنم.
آیا وقت آن نشده که از خدای خودم خجالت بکشم؟
#مناجات مسجد سهله
هر چه از عمرم می گذرد، بر گناهانم افزوده می شود.
چقدر توبه کنم و توبه بشکنم.
آیا وقت آن نشده که از خدای خودم خجالت بکشم؟
#مناجات مسجد سهله
ضروری است هر از چند گاهی این آیه شریفه را برای قلب خود مرور کنیم :
"أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ".
"آیا وقت آن نرسیده که قلوب مومنین با #یاد_خدا خاشع گردد". (سوره مبارکه حدید، آیه شرفه ۱۶)
برخی توصیه های علماء و بزرگان برای افزایش حضور قلب در #نماز:
خارج از نماز :
۱) تلاش برای رسیدن به ذکر دائمی خداوند -تبارک و تعالی-.
۲) افزایش عشق به خداوند و رسیدن به توحید حبی تا ذکر بلکه گفتگو با خداوند -تبارک و تعالی- بالاترین لذت برای انسان شود.
قبل از نماز :
۱) دقایقی تفکر در این که در محضر خداوند هستیم و به محضر خدا می رویم.
۲) تامل در عظمت خداوند و قدرت او در هستی و توجه به صفات جمال و جلال الهی.
۳) توجه به ذلت خودمان در پیشگاه خداوند -تبارک و تعالی-
۴) توجه به ارزش و جایگاه والای نماز و برکات بسیار یک نماز با حضور قلب.
هنگام نماز :
۱) توجه به معارف نماز و اسراری که در اذکار و افعال نماز وجود دارد.
۲) انجام مستحبات و نوافل.
#اخلاق
#سیروسلوک
از نشانههاى معرفت به عظمت و جلال ذات اقدس حق، پى بردن انسان به حقارت و پستى خویشتن است، زیرا بنده، آنگاه که به عظمت سلطان خداوندى و سعۀ ملک او و جلالت قدرت او معرفت پیدا نمود و دانست که، ممکن، در حقیقت هیچ است و او به اندازۀ ذرهاى مالک خیر و شر خود نیست و مرگ و حیات و حشر و نشرش به دست دیگرى است، عقل و اندیشهاش مقهور این عظمت مىگردد و در پیشگاه حضرت حق اظهار ذلت و #خشوع میکند و قلبش از مشاهده عظمت جلال او و جلالت سلطان او بیش از حد و وصف خاضع و خاشع مىگردد و مراقب حضور و نظر حضرت پروردگار و رد و قبول او خواهد بود، مراقبتى که یک چشم به هم زدن از آن غافل نخواهد شد.
#معرفت_خداوند
اسرار الصلوه، ملکی تبریزی (ترجمه رجب زاده)، ص311
شاید اوج دعایی که انسان در رابطه اش با خداوند - تبارک و تعالی - می تواند داشته باشد، دعایی است که در مناجات شعبانیه آمده است : « [1] الهِی هَبْ لِی کَمالَ الانْقِطاعِ الَیْکَ، [2] وَ انِرْ أَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِیاءِ نَظَرِها الَیْکَ، حَتّى تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ، فَتَصِلَ الى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ [3] تَصِیرَ أَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِک».
شاید این دعا به سه مطلب اشاره دارد : عبودیت، عرفان، عشق. (عبد عارف عاشق).
شرح این فراز در این فایل خدمت شما ارائه می شود :
آن کس که باطنش بر #محبت_دنیا سرشته شد و در پى کسب زینتهاى دنیائى بر آمد و همّش پیوسته در پى تحصیل آن و اشتغال به حفظ و تکمیل آن است آن هم نه به حد ضرورت بلکه بخاطر محبت و لذت- که دنیاى مذموم هم همین دنیا است که آدمى را از ذکر و یاد خدا مانع شود نه آنچه که براى ادامۀ زندگى ضرورى است- چنین کسى نباید طمع داشته باشد که طعم محبت خدا را بچشد، و لذت مناجات با او را آن چنان که زاهدان در دنیا در نماز و دیگر عبادات و طاعات خود مىچشند دریابد. زیرا آن کس که بدنیا خوشحال شود بخدا و به مناجات او خوشحال و مسرور نخواهد شد، و همت آدمى متوجه چیزى است که روشنى چشم او در آن باشد، اگر در دنیا باشد همتش هم در پى او است و اگر در نماز باشد همتش متوجه او خواهد بود و علاج کامل این است.
اسرار الصلوه، ملکی تبریزی، ترجمه رجب زاده، ص193
#اذان، دعوت براى #ملاقات است و همانگونه که روز #قیامت مردم براى عرضۀ بر خداوند فرا خوانده مىشوند در این دنیا هم مؤذنین، مؤمنان را به مجلس حضور و معراج و زیارت حضرت پروردگار فرا میخوانند.
پس اگر معرفت انسان در این دنیا به حدى باشد که از این نداء #لذت ببرد، در آخرت هم از ملاقات حضرت حق بىبهره نخواهد بود؛ چرا که معرفت در این دنیا بمنزلۀ بذر مشاهده در آخرت میباشد.
و اگر بر اثر جهل، حال انسان به گونهاى باشد که این نداء او را خوش نیاید این امر سبب خواهد شد که نداء روز قیامت هم خوش آیند او نباشد، و اگر در این دنیا در هنگام شنیدن اذان در زمرۀ غافلان باشد حالش در آن روز مناسب با این غفلت خواهد بود.
اسرار الصلاه، ملکی تبریزی، ترجمه رجب زاده، ص۲۹۲ و ۲۹۳
کسی که برای ارتقاء ایمان خود تلاش نمی کند، اولا ارزش این کالای گرانبها را ندانسته است و باور صحیح و کاملی از کمال و لذت مراتب بالاتر ایمان ندارد، ثانیا توجه ندارد که ایمان ضعیف ممکن است با لغزش و فتنه ای از بین برود و به سوء عاقبت گرفتار شود.
تقویت ایمان با تقویت علل آن میسر است، لذا این امور را می توان در تقویت ایمان موثر دانست :
1/ تحصیل علم : علم مقدمه این است و ارتقاء شناخت نسبت به متعلقات ایمان (#توحید و لوازم آن) اهمیت بسزایی در تقویت ایمان دارد. کسی که درک بهتری از کمال و عظمت الهی، توحید تشریعی و ... داشته باشد، می تواند به ایمان کاملتری دست یابد.
2/ ذکر علم : ذکر و تکرار معارف و علوم مانع از غفلت از آنها می شود. علمی که مغفول واقع شود، آنگونه که باید و شاید اثرگذار نخواهد بود. لذا با تکرار و تمرین باید #ملکه ای را در خود ایجاد کرد که مانع از غفلت می شود. به عنوان مثال «درک حضور عظمت ذات باری تعالی در تمام مکانها و زمانها» با تکرار و تمرین به ملکه تبدیل می شود.
3/ مبارزه با هواهای نفسانی : گاهی خواسته های نفسانی با حقیقت در تزاحم است و مانع از #تسلیم در برابر #حق می شود. هر چند با میلها و خواسته های نفسانی مقابله شود، خشوع و خضوع در برابر حق بیشتر می شود و روحیه تسلیم در برابر حقیقت، تقویت می شود.
أسرار الصلاه (ملکى تبریزى)، ترجمه رجب زاده، ص: ۲۴۴ :
[در مقام مثال برای شخص احمق مغرور :]
آن شخصى است که تخم ریا در دل بیفکند و متوقع باشد که از این دل نور عمل خالص درو کند، یا اینکه قرآن تلاوت کند، و یا ذکر بگوید و دعا بخواند و به مناجات با پروردگار بپردازد در حالیکه دلش مستغرق در #دنیا و مشغول به آن و هم و غم آن است، یا اینکه زبانش قرآن بخواند و دلش جاى دیگر باشد و بعد انتظار قبول چنین عباداتى را هم داشته باشد و امیدوار به این باشد که ابواب #اسرار قرآن بر او گشوده شود و #لذت ذکر و مناجات را دریابد.
[در مقال مثال برای شخص آرزومند :]
مثل افرادى مثل ما است که هم دل به دنیا دارند و هم گاهى براى تهجد و شب زنده دارى به پا می خیزند و گریه و زارى میکنند و از خدا میخواهند که لذت مناجات را به آنها بچشاند، و قرآن را تلاوت میکنند و در آیات آن تدبرى مىنمایند ولى با قلبى که به #محبت_دنیا آلوده است و با چنین قلبى انتظار این را دارند که اسرار قرآن را درک کنند، این یک آرزو است، ...
در آیات و روایات «ایمان» و «عمل صالح» راه قرب به خداوند -تبارک و تعالی- دانسته شده است.
حقیقت ایمان دارای بحث مفصّل و عمیقی است، اما به طور خلاصه باید گفت که «ایمان» اخصّ از «علم» است. «علم» که غالبا غیر اختیاری محقق می شود، شرطِ «ایمان» است که اختیاری است. به همین جهت گاهی «علم» وجود دارد، اما «ایمان» وجود ندارد. «و جحدوا بها و استیقنتها انفسهم» (سوره مبارکه نمل، آیة شریفة 14).
ایمان عمل اختیاری مربوط به قلب و باطن انسان است و حقیقت آن بنا گذاشتن و ملتزم شدن به لوازم علم است.
طبق آیات شریفه قرآن کریم متعلق ایمانی که سبب قرب به خداوند -تبارک و تعالی- است، خداوند -تبارک و تعالی- و صفات و لوازم او از جمله انبیاء و ملائکه و آخرت و ... است. به طور خلاصه می توان گفت «ایمان به توحید». لذا گفته شده است همه معارف اسلام به توحید باز می گردد. (ر.ک. علامه مصباح ره، به سوی او، ص201 و 206).
ایمان طبق آیات شریفه قرآن دارای مراتب است، چرا که میزان پای بندی به تعهد ایمانی و عدم سستی و اثرپذیری از وسوسه نفسانی و شیطانی متفاوت است.
سوره مبارکه انفال، آیه شریفه 2 : «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إیماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ». (همچنین ر.ک. سوره مبارکه فتح، آیه شریفه 4 و سوره مبارکه آل عمران، آیه شریفه 173 و سوره مبارکه احزاب، آیه شریفه 22).
اوج قله ایمان در اختیار ذوات مقدس معصومین -علیهم الصلاه و السلام- است.
برای سنجش میزان ایمان می توان به میزان التزام عملی به لوازم توحید -اعم از توحید عبودی و حبی و ...- رجوع کرد و رتبه ایمان خود را سنجید.